السيد محمد حسين الطهراني
473
معاد شناسى (فارسى)
و بنابراين در وهلهء أوّل ، ذكرى از منزل محبوبهء تخيّلى به نام ارْوى و تغزّل با او ، و انهدام آن بنيان و خرابى و ويرانى آن مسكن كه به جايگاه اژدهاها و مارهاى گزندهء افسون ناپذير تبديل شده است ، و ذكرى از توقّف كاروان هنگام عبور از آن خرابىها ، با به ياد آوردن يكايك آن نعمتهاى از دست رفته ، و آن صفا و محبّتهاى تبديل به عداوت و دشمنى شده را ، با حسرت و آه و اندوه و أسف ، به ميان مىآورد . و سپس وارد در بيان داستان و قضيّه و تفصيل واقعه ميگردد . و ما اينك براى طالبان معناى يكايك از أبيات اين قصيده ، به ترتيب به ترجمهء آن مىپردازيم : ترجمهء اشعار سيّد حميرى دربارهء ولايت 1 - أُمّ عَمْرو ( كه محبوبهء من است ) در منتهى إليه زمين شنزار ، و مجمع رَمْلها و ريگها ، يك خانهء خرّم بهارى داشت ، كه اينك تمام علامات و نشانههاى آن منزل دستخوش زوال و نابودى گرديده ، و به يك زمين خشك و لم يزرعى تبديل شده است . 2 - اينك آن خانه به گونه اى خراب است كه پرندگان آسمان ، چون بدانجا رسند ، عبور مىكنند و هرگز فرود نمىآيند ، و آنقدر وحشتزا و دهشت انگيز است كه شيران قوى دل ، دل تهى مىكنند ، و از ترس آن به هراس مىافتند . 3 - و فقط در آن ، آثار خرابى و ويرانى مشهود است ، كه أبداً در آن هيچ مونسى نيست مگر مارهاى گزنده و افسون ناپذيرى كه در زمين افتادهاند .